تبليغاتX
نهانسوی من







نهانسوی من

پسرک سی ساله

سلام به همه دوستانی که لطف میکنن و با حضور گرمشون منو از تنهایی در میارن..

 

سی سال پیش در یکی از شبهای پاییزی پسر بچه ای پا به این دنیای(...)گذاشت .. نیمه شب بود بود که برای اولین بار چشماشو بسوی دنیای خاکی باز کرد..

چند روز پیش سالگرد ورودش به دنیا بود ( چه روز مهمی !!!) ..

 

 

 پ.ن مهمتر: اینارو نوشتم تا بگم سالگرد تولد ۳۰ سالگیم یکی از پر آشوب ترین روزهای زندگیم بود.. ! نه اینکه ناراحت باشم بخاطر سنم و یا عدد سی.. حس مبهمی داشتم و غیر قابل توصیف...! دوستان همسن  یا بزرگتر و یا اوناییکه در آستانه ۳۰ سالگی هستن حتما میدونن که چی میگم.

امیدوارم خدا کمکم کنه تا بتونم به شایسته ترین نحو از این مراحل زندگی عبور کنم و بتونم از تجربه ها و اشتباهات گذشته استفاده کنم و درس بگیرم.. به این امید که روزی بتونم حقیقت وجودی خودم و دنیای هستی رو بشناسم تا شاید بتونم شایسته و لایق چیزی به اسم عشق بشم..

+ نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت 3:18 توسط افیون |