خرقه پوشان روبه صفت!!!
مانند كتاب دوستاني كه فقط براي ارضاء همين حس عمرشون رو وقف مطالعه ميكنن تا بتونن در اجتماعات ازش صحبت كنند و از اين راه خودشون رو در جمع دانشمندان و يا فرزانگان پيدا كنن!!
نوشته هاي زيادي رو اينجا ديدم كه نويسنده هاشون قصد فريب اذهان عمومي و خوانندگان خودشون رو داشتن و متاسفانه تا حدود زيادي هم به هدفشون دست پيدا كردن و از اين راه تونستن خوانندگان و طرفداراني پيدا كنن. كه متاسفانه اغلب كساني فريب كلمات و جملات آنچناني رو ميخورن كه خودشون دستي در مطالعه و يا نوشتن دارن و در مقابل عده اي هم بدليل نا آشنا بودن و پايين بودن سطح معلومات در كنار اين( به اصطلاح) روشنفكرهاي فريب خورده قرار ميگيرن.
بعضیا هم هستن که دوست دارن ادای آدمای فرهیخته رو در بیارن که کم نیست تعدادشون و اصلا ارزش بحث کردن رو ندارن.معمولا دستشون خیلی زود رو میشه اگه یه ذره دقت نظر داشته باشیم به حرفها و اراجیفشون..اینجور آدما تا دو تا کتاب میخونن..... و این نشونه کم جنبه بودن و کوتاه فکری اینجور آدما میتونه باشه. (نمونش رو در بین دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته روزنامه نگاری و یا... میتونین پیدا کنین)
.
.
و اما چيزي كه باعث شد بيام اينجا و اين حرفارو بگم رفتن به وبلاگ نسبتا معروفي بود كه با خوندن قسمتي از وبلاگش واقعا حالم به هم خورد ودر دل براي طرفدارانش متاسف شدم و در عجب بودم كه چطور بعضي وقتها آدما اينقدر راحت گول ميخورن! متني كه با استفاده از منابع مختلف و تحريف و دستكاري جمله ها نوشته ميشه و به اسم نويسنده جديدش ثبت ميشه چقدر ميتونه ارزش داشته باشه و واقعا ارزشي داره ؟ شايد تنها ارزش خوندن اين نوع نوشته ها به اين باشه كه آدم بتونه شخصيت هاي مختلف آدمهارو بشناسه و ببينه كه چقدر يه آدم ميتونه پست و حقير باشه.
كسي هم كه واقعا معلومات بالايي داره و دائم در فكر اظهار فضل كردن بوده و نه براي روشن كردن افكار ديگران بازم بايد به شخصيت اصليش شك كرد..چراش هم خيلي آسونه! همون عقده خود بزرگ بيني و جاه طلبي احمقانه
پ.ن: من قلم خوبي ندارم و شايد نتونسته باشم عمق اين فاجعه رو خوب تشريح كرده باشم ولي اميدوارم دوستان اهل قلم و ادب و منطق گاها به اين موضوع اشاره داشته باشن و خوانندگان رو به انديشيدن در ابعاد مختلف ترغيب كنن..

